| روز معلم مبارک |
| ساعت ۱٢:٥٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: مناسبت روز ، اجتماعی ، قصه و قاصدک ، علوم انسانی |
|
یا اعلی با تبریک روز و هفته معلم و گرامی داشت شهادت استاد شهید آیةالله مطهری به جامعه بزرگ فرهنگی و دیگر هموطنان عزیز و شعر معلم زیر از اعظم سبحانی تقدیم به شما: بوی گل بوی بهاران می دهی مثل شبنم بوی باران می دهی آبی استی مثل آرامش به من درس خوبی درس ایمان می دهی یک بغل لبخند با فرفره دست ما گل های خندان می دهی تو به من با لحن خوب کودکی یاد ایام دبستان می دهی یاد ژاله یاد گلهای غریب مانده در اندوه گلدان می دهی روز باران و کتاب گمشده یاد کبرای پریشان می دهی بوی خوبی بوی بودن بوی مهر بوی لطف خاله مرجان می دهی آب بابا نان ندارد دست تو خالی اما تو به من جان می دهی خوب می دانم اگر دارا شوی به تمام کودکان نان می دهی آشنای تشنگی های زمین تو به شبنم چشم گریان می دهی در جهانی خالی از مهر و صفا بوی بخشش بوی احسان می دهی برگ ها گر تر شد از اشک یتیم دفتری از جنس باران می دهی میرزای کوچک قلب منی بوی جنگل های گیلان می دهی میهن خود را کنیم آباد را یاد فرزندان ایران می دهی |
|
| اشک حیدر |
| ساعت ۱٢:٥٩ ب.ظ روز سهشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: مناسبت روز ، اخلاقی و مذهبی ، عمومی ، قصه و قاصدک |
|
یا عزیز به مناسبت شهادت یگانه دخت پیامبر اعظم(ص) شعری از عزیزی در پی میآوریم
باید از فقدان گل، خونجوش بود |
|
| نقطه |
| ساعت ۱٠:٢۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: علی اکبری ، سخن بزرگان ، علوم انسانی ، علوم پایه |
|
یا اول شاید از عجایب تعاریف در جهان تعریف نقطه هندسی است، البته نقاط دیگر خود گفتاری دیگر میخواهند که گاهی آنها نیز از شگفتی نقطه هندسی چیزی کم ندارند! تعاریفی سخت و گاه متناقض و بعضی نیز ناقص. تقطه هندسی خود در شگفتی یک است.بدین جهت عجیب است که در فلسفه شاید بوجود آمدن مرغ و تخم مرغ یک مثال معروف باشد یعنی کدام اول بوده یا کدام اول خلق شده و جواب از هر نوع که باشد به ضد خواهد رسید مهم جواب نخواهد بود. من بنوعی دیگر این ضدیت را در نقطه هندسی یافتهام و باید اشاره نمود که درک و ذهن آنقدر قوی ساخته شده و پیجیده است که بتواند مسائلی به این بغرنجی را ایجاد نماید و به هیچ کس هم آسیب نزد .....شاید. باید پرسید آیا شما به تعریف نقطه،خط،سطح و حجم در هندسه توجه کردهاید؟ نقطه را چنین تعریف کنند:نهادی تصوری است در فضا که به خودی خود وسعت و اندازهای ندارد. نقطه اساس زبان هندسهاست و شکلهای هندسی از آن منشاء میگیرند. شاید این مسئله بغرنج و نامتقارن برای شما به آسانی درک شد و به کناری رفت ولی بیائیم کمی روی ان مکث کنیم برای چه؟ اگر به اشکال هندسی و فضایی و حجمی توجه کنیم وجود دارند ولی نقطه اصلاً وجود ندارد! تعجب اینجاست که از هیچ ما همه چیز را ساختهایم! خیلی برای خودتان سخت نگیرید چون این اول بار نیست که ذهن بشر از هیچ همه چیز و از همه چیز هیچ میسازد.! در تعریف نقطه نه طول دارید نه عرض و نه عمق(ارتفاع) در حالی که خط امتداد و طول دارد اولین حرکت بسوی تعریف از هیچ اینجاست وقتی یک چیزی طول ندارد بی نهایت آن هم نمیتواند طول داشته باشد حال میبینید که در تعریف خط این قانون ریاضی نادیده میشود و از نقطه امتداد و طول حاصل میشود در حالی که اینجا هم عرض و پهنا و عمق موجود نیست. اگر در تعریف سطح هم توجه شود طول و عرض هست ولی باز هم عمق وجود ندارد! خب این سطوح هستند که حجم را بوجود میآورند پس سطح هم مثل نقطه در بینهایت عمق پیدا میکند! شاید مثال ابتدای نوشته به ذهن شما آید که بخواهید آنچه را که ذهن درک کرده را بیآورید یعنی بگوید این حجم بود که خود ایجاد کننده سطح و سپس خط و بعد نقطه شده است یعنی جای مرغ و تخم مرغ را عوض کنید مشکل این نیست که کدام کدام را بوجود آورده یا کدام اول بوده و دیگری را ساخته مسلم است که در ذهن ابتدا نبوده ولی تعاریف و مسائل باعث ایجاد آن در ذهن شده است یعنی برای حجم ما مرزی قائل شدهایم از هیج و آنرا سطح نامیدیم چون اگر کوچکترین تصوری از عمق برایش داشته باشید به مسائل اصلی ریاضی و هندسی جوابی پیدا نمیکنید بلکه غیر قابل حل خواهند شد اما اینکه ادراک انسان چیزی را در خود بوجود آورده که اصلاً در جهان خارج نمیتواند باشد عجیب نیست. شما سطح را از حجم استنتاج و خط را از سطح و نقطه را از خط موجود کردهاید و این یعنی از بود نیست درست کردن که البته فقط و فقط ذهن شما قادر به چنین عمل فوقالعادهای است آنوقت خالق این ذهن و درک شما و در عالم دیگر چهها میتواند بسازد آنهم نه ذهنی بلکه واقعی جای سوال ندارد!؟ واقعاً جای هیچ سوالی باقی نیست که نیست! تاکید بر نیست را دست کم نگیرید! برگه کاغذی جلو خود نگهدارید شما با یک جسم دارای حجم روبرو هستید حالا یک لبه کاغذ را نگاه کنید آنچه را که بین صفحه و فضای خارج میبینید خط است اگر بین لبه و فضا کمی جابجا بشوید از خط خارج شدهاید یا وارد فضا شدهاید یا وارد صفحه کاغذ این مرزی که نیست همان خط است در ذهن شما یک انتزاع از خط بوجود آمد که میتوانید مسائل ریاضی بسیاری را با آن حل کنید ولی بدون این خط هندسه بیمعنی خواهد بود. و این همچنان ادامه دارد بقول حافظ: عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند بله آنچه که در هندسه و هندسهدانی مورد تصور و بحث است یک نقطه پوچ است ولی در عالم وجود واقعاَ یک دایره است و در خلقت جهان هستی همه مثل همان نقطه هستند که هیچاند اما در همین هیچ یک دایره است که همه را سرگردان کرده است و در عرفان معنی پیدا میکند هیچ و همه. در مورد سیاه چالهها که یک مبحث بزرگ علمی در کیهانشناسی است من قضیه بسط و قبض جهان را در همین دیدم جایی که جهان در حال گسترش است اما در دیدی دیگر جهان در حال انقباض میباشد فقط بستگی به نوع نگاه دارد وقتی از یکسوی به سیاه چاله مینگریم همه چیز را دارد در خود فرو میبرد آنجا هیچ ذرهای قدرت گریز از مرکز را ندارد حتی نور! اما درست در مقابلش نورافشانی است و گستردگی در فضا و انبساط و ما حیران که جهان در حال گسترش است یا در حال انقباض و در هم فرو رفتن ولی در اصل این دو تناقض یکی است برای خالق جهان که از بالا به آن نگاه میکند یکی است و برای ما که با قویترین تلسکوپها مینگریم و با سخترین مسائل ریاضی و هندسی و مثلثاتی و... پیدا میکنیم فقط از یک بعد مینگریم و یکی از آنها را بیشتر نمیتوانیم ببینیم یا انقباض یا انبساط. و بقول حافظ در ادامه همین غزل دارد که: وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد که در آن آینه صاحب نظران حیرانند گر شوند آگه از اندیشهی ما مغبچگان بعد ازین خرفهی صوفى به گرو نستانند زاهد ار رندى حافظ نکند فهم چه شد دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند بدرستی که اندیشمندترینها هم در همین نقطه حیران و سرگردان ماندهاند که هست و نیست آنرا نمیدانند چه به ذره نگاه شود و چه کهکشان هر دو حیران کننده است و چه به نقطه و چه به دایره در اصل وقتی ما هندسه را میخوانیم و یا درس میدهیم بجای نشان دادن یک نقطه داریم یک دایره را ترسیم میکنیم و در همان حال میگویم نقطه بعد در تعریف نقطه از وجود یک هیچ صحبت میکنیم. همان وقتی که ما داریم یک چیز کوچک را مشاهده میکنیم در آن یک عظمت نهفته است بقول هاتف علیهالرحمه: در ترجیح بند؛ که یکی هست و هیچ نیست جز او،وحده لااله الاهو دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی زیان بینی دل هر ذره که هیچ در دل هر هیچ بشکافی دنیایی با عظمت خواهی یافت و در این میان من حیران از این آفرینش پر رمز و راز!
|
|
| بهار |
| ساعت ۱:٢٤ ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عمومی ، قصه و قاصدک ، سخن بزرگان ، علوم انسانی |
|
یا ربیع آور بهار آمد که غم از دل برد، غم در دل افزون شد حجاب از چهره دلــــــــــــــدار ما، باد صبـا بگرفت چـــــو من هر کس بر او یک دم نظر افکند، مجنون شد بهــــــــار آمد، ز گلشن بــــــرد زردیها و سردیهــا به یُمن خور، گلستان سبز و بستان گرم و گلگون شد بهـــــــار آمــــــد، بهــــــار آمـــد، بهار گلعذار آمد به میخــــــواران عــاشق گو: خمار از صحنه بیرون شد امام خمینی(ره) |
|
| پیدا |
| ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: علی اکبری ، قصه و قاصدک ، چند نکته ، عمومی |
|
یا رحیم هرکی نگاهی دارد از درون و از برون شاهدی در کنار دارد هم دقیق و هم شفیق ماهی در هروله گرفتار صید صیاد برون نداند که چگونه آید در کنار یا بر کنار سلامی و کلامی سخن از نو کند شاد باشد و هلهله برپا کند سخت نیست بودن در میان برکنار دیوار هم نیست جای امن فردا و فرداها در پی هم در گذار زمان خطوط در هم و ورهم مینگارم من شاخصی نیست پس نگارم در انتظار بیخود شده سرگردان و ویلان در وادیم رنگی دگر زن نیست این میدان جبهه کاروزار وارسی کردم نی دیدم پیشانیام نینشانیم هم سلاح بود و صلاح همدگر کی داند چه گیرد بر زبان یا دست توان رازها میبینیم در این یک وجب زمین وسیع رب عالم تابم نادرم منصور هم نیست در کلام مسرور خویش ریگ بیابان هست قیمتی در بر هر نکته سنج شاید وقت دیگر خواستیم ترک او را ترک بینیم ما بدینجا خوش نیست در باید نمود حرکتها راهی بدین سردی دیدهای ای پیر میکده صبح کردهای تن در سوز و آتش از تن فرو افلاک را ننگر بید مجنون اینجاست نار هر برگی نشانی دارد در درون از دور دریاها دور شد از می برون کرد خاطری در گذشته ماری در پوستین تن آفتاب سن را ترک نگفته با این سن بلند من چگونه ترک گویم خاطر دوران را از غیب هر دم میبارد چوب و سنگ فصل باریدن را کردیم پشت سر در جای تنگ گل به هزار رنگ دارد ناز قشنگ پلنگ تیز دندان نداند این راز زورق بیقرار شکوت راهبان دیدنی نیست با چشم تنگ تنگتر باید دید عمق جاده فکر سالار راه میشود کرد فراموش همه این بردیان حلمیان و هلیان و هندیان و مصریان شور دل باید نمود تا شود پیدا نا پیدای گم |
|
| سخن24 |
| ساعت ۸:٥۱ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عمومی ، اخلاقی و مذهبی ، قصه و قاصدک ، سخن بزرگان |
|
یا حی امام جواد علیه السلام: خداوند چنانکه بر خشم بر زنان و کودکان خشمگین میشود بر هیچ چیز دیگر چنین خشمگین نمیشود. آنکس که به غیر روی آورد خداوند به همان واگذارش میکند. فاش کردن کاری پیش از استوار کردن آن سبب تباهی آن میشود.. فساد اخلاقی آدم بر اثر معاشرت با بیخردان است. نیکوتر از شگفتی در گفتار این است که سخن نگویی. در کارها ثابت قدم باشید تا کامیاب و موفق شوید. عالمان به سبب زیادی جاهلان غریبند. توجه قلبی به پروردگار متعال بهتر و سزاوارتر است از خسته کردن اعضا با ظاهر عبادات. سخن 23 سخن 22 سخن21 سخن20 سخن19 سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن١٢ سخن11 سخن10 سخن9 سخن٨ سخن ۷ سخن ۶ سخن۵ سخن۴ سخن٣ سخن۲ سخن1 |
|
| حضور بی نظیر |
| ساعت ۱٢:٤٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مناسبت روز ، اجتماعی ، علی اکبری ، تحلیل روز |
|
بنام یاور بی نظیر ماهها بود که رسانههای بیگانه همان بوقهای استکباری و مزدوران آنها گردخاک براه انداختهاند که مردم را از نظامشان با فاصله نشان دهند تمام توان و قدرت خود را بکار گرفتند که نظام را در عرصه اقتصادی ناتوان جلوه داده و مشکلات را بر مردم زیاد کنند آبی گل آلود و ماهی خود را صید نمایند. اخلال در قیمت ارز و سکه و آهن و... اخلال در ورود کالا و دپو کردن اجناس و مایحتاج مردم و احتکار و انواع طرفندها بکار بستند شاید بتوانند به نتیجه مطلوب خود برسند ولی هوشیاری ملت ایران و خشم گرفتن به کانون فتنه و اشاره بر نداشتن از دشمن اصلی همه توان زورگویان دارای حق ناحق وتو سازمان دول را ابتر گذاشتند و سپس با پیش بینی و یک حرکت رهبر توانا و بصیر خود در 22 بهمن دیروز تمام رشتههای استکبار را پنبه کردند.آفرین به این امت بصیر. هرچند که دشمن دست از دشمنی خود بر نخواهد داشت ولی امروز ملت ایران نشان داد که راه خود را در همه کوره راهها پیدا کرده و تمام چالهها را میشناسد و بهتر از هر زمانی میداند که سخن حق از کجا بلند است و دروغها از کدام بلندگو بلند است. جهانی که امروز به پیچ بزرگ خود رسیده از غرب تا شرق یک پیام را نشان میدهد و آن پایان جهان دروغگو و چپاولگر محق نشاندهنده جدید است. همانها که با بلندگو حقوق بشر برای سربریدن حقوق ملتها همه جا هستند همانها که برای سخنان ناحق خود همه را ناحق میپندارند همانها که جز حرف خود هیچ سخنی را نمیشنود اما... امروز جنبش والستریت و جبهه ضد استکباری در کشورهای غربی و عربی و غیر آن همه جا را فراگرفته است دیگر برای جهان تزویر جز گردن نهادن به حق مردم ستم کشیده راهی نمانده جهانی که کارخانههای اسلحه سازی غرب و آمریکا آنرا تحریف کنند جز 15هزار میلیارد بدهی برای آمریکا جیزی ندارد اما دیگر مردم نخواهند گذاشت که این وضع ادامه یابد خواهیم دید به فضل یاور مستضعفان بزودی حکام حلقه بگوش کشورهای بحرین و عربستان هم به دیگر حکام مستبد خواهند پیوست و آنوقت معلوم خواهد شد که جهان به کجا رسیده است. |
|
| پناه بیپناهان |
| ساعت ۱۱:٠٢ ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مناسبت روز ، اخلاقی و مذهبی ، زندگی بزرگان ، سخن بزرگان |
|
یا محسن ای چشم گریان از غم فراق بهترین بنده و شایستهترین خلق نزد تو، ای در حزن نشسته برای رفتن خُلق عظیم به سوی خالق. ای دل غمبار از عروج مهربانترین خلق به خلق از خاک به افلاک. دمی غصه و غم از رحلت والاترین نبی و آخرین نبی اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) به سوی خالق خویش. پیامبری که برای امت رحمت بود و برکت. پس رحلت جانگدازش تسلیت باد و تسلیتی مضاعف برای شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام و سلاله پاکش حضرت امام رضا علیه السلام. در آستانه سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدبن عبدالله(ص) و شهادت امامان بزرگوارمان حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام رضا(ع) و در ایامی که دل ها از فراق ، داغدار و چشم ها به ماتم اشکبار است، سروده ای در وصف رسول خدا(ص) مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد گوهر صلوات چراغ هدایت گری بشر، همواره روشن است؛ چنان که نام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله جاوید است. روزهای مقدس خدا، یادواره هایی از فضایلند و امروز، رنگ و بوی صلوات گرفته ایم. امروز در فضایی آکنده از بغض و غزل گریه، دل را قرین عطر صلوات می کنیم و در غمِ گل های محمدی شریک می شویم. انگیزه ای فراهم شده تا با ارج نهادن به تلاش های بی وقفه حبیب خدا، از خوان پر کرامت صلوات بهره مند شویم. فرصتی مهیا شده تا پس از بررسی «معنای این ذکر شریف» و «چگونگی درود عرشیان و فرشیان»، و نیز بررسی «صلوات در قرآن کریم» و «نماز»، به مساحت معنوی این ذکر کوتاه بیشتر پی ببریم. از جمله بدانیم: «صلوات گناهان را از میان می برد»، «وسیله برآمده شدن حاجات است»، «فقرزدایی می کند»، «باعث استجابت دعا می شود»، «نقش مهمی در قیامت و در سنجش اعمال دارد» و «در محو شدن گناهان مؤثر است». با هم به سمت دشت اشراق صلوات گام برمی داریم: اللهم صل علی محمد و آل محمد در حزن بی شمارمسجدالنبی در تراکم سوگ واژه های وداع، غمگنانه ترین تصویر امروز است. صلوات و محراب و منبر، در جامه اشکند و مهرانگیزترین خانه وحی، در حزن بی شمار. صحیفه های رسولان پیشین، در محضر شریف قرآن با دسته گل های تسلی نشسته اند. سرتاسر امروز، دریای تیره ماتم است. بوی شرجی عزا، سرزمین شعرهای آیین را فرا گرفته است. 28 صفر، پای هموارترین بیان ها را نیز به تیغستان اندوه کشانده است. تاریخ که روزگاری هجرت طربناک پیامبر را تا مدینه عاشق دیده بود، اینک این هجرت غمبار را چگونه روایت کند؟ دستی کو تا غبار تلخ مرثیه را بزداید؟ همه هستی مصیبت زده اند. با کوچ زبده وجود، گرداگرد دین برگزیده، شیون هایی از تبار غروب است و ماتم سرایی. نگاه کن کنار رسالت سبزی که بر دوش قلم نهاده شده، داغ بیست و هشتم صفر را. معنای صلواتصلوات در اصل به معنای دعاست و نماز را به دلیل دربرداشتن دعا، «صلاة» می گویند. در عرف، صلاة را بر دو چیز اطلاق می کنند: یکی «درود»، که دعایی خاص است و دیگری «نماز» که عبادتی مخصوص است. گفته اند حقیقت دعا آن است که بنده با تمام اعضا خدا را بخواند. درود دهنده نیز باید گاه فرستادن صلوات، دلش با زبان موافق باشد و این الفاظ کوتاه و روشن را با تأمّل و توجه جان، همراهی کند. پژوهش بیشتر در ترجمان صلاة، ما را به احتمال های دیگری در این زمینه رهنمون میسازد: گروهی صلاة را از «صله» دانسته اند و بر این عقیده اند که نمازگزار حقیقی آن است که در حال نماز، از خلق منفصل و به خالق متصل گردد، و درود دهنده کامل نیز آن است که از آثار بدعت، منقطع و به انوار سنت متصل شده باشد. دسته دیگر، ریشه صلاة را «تصلیه» می دانند که به معنای پیروی است. بر این اساس، نمازگزار، پیرو شارع در امر او و درود دهنده، تابع پروردگار و فرشتگان خواهد بود، به فرموده آیه شریف: «إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ». (احزاب: 56) صلوات در قرآن کریمقرآن مجید در آیات فراوانی، از آخرین سفیر الهی و این شخصیت پرفروغ عالم هستی، به شکل های گوناگون سخن گفته و چهره مقدس و ملکوتی اش را به تصویر کشیده است. گاه نام مقدسش را با تعظیم یاد می کند. زمانی اطاعت از او را اطاعت از پروردگار و نافرمانی او را نافرمانی خدا برمی شمارد. گاهی به وجود پربرکتش سوگند یاد می کند و وقتی دیگر به دفاع از او برمی خیزد. خدای کریم افزون بر بیان اوصاف پیامبراعظم صلی الله علیه و آله در قرآن مجید، احترام به آن حضرت را یکی از واجبات مسلمانان برشمرده و در آیاتی، همگان را به این امر مهم و وظیفه شرعی فراخوانده است. از جمله مصداق های آشکار احترام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، مسئله صلوات است. جالب اینکه پروردگار پیش از آنکه چنین دستوری را صادر کند، نخست خود و فرشتگانش برای پیامبر، صلوات می فرستند و سپس می فرماید: «ای مؤمنان! شما نیز به دلیل ادای احترام و رعایت حقوق رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او صلوات و درود بفرستید». (احزاب: 56) پیوند صلوات و نمازدر تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: «از حقوق نماز این است که پس از نماز، با اعتقاد به اینکه پیامبر و آلش بهترین انتخاب شدگان هستند، بر آنها صلوات بفرستی». از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است: «روزه با دادن زکات فطره تمام می شود، همان طور که نماز با صلوات بر محمد و آلش به پایان می رسد. کسی که روزه بگیرد و عمدا زکات فطره ندهد، روزه اش، روزه نیست، همان گونه که اگر کسی نماز بخواند و عمدا صلوات بر محمد و آلش را ترک کند، نمازش، نماز واقعی نخواهد بود». صلوات، برطرف کننده نیازپیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرماید: «صلوات فرستادن شما بر من، باعث روا شدن نیازهایتان است. در این صورت، خدا را از شما راضی می گرداند و اعمالتان را پاکیزه می کند.» امام صادق علیه السلام روش خواستن حاجت را این گونه شرح می دهد: «هرگاه اراده کردید چیزی از نیازمندی های دنیا را از خداوند سبحان بخواهید، ابتدا باید خدا را بستایید و سپس بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید. آن گاه حاجت خود را از خداوند کریم درخواست کنید.» نیز از آن حضرت است که: مردی وارد مسجد شد و پس از به جا آوردن نماز، دست به سوی درگاه خدا بلند کرد و نیازهای خود را طلبید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که در مسجد حضور داشت، با مشاهده این وضع فرمود: این بنده در خواسته خود از خدا تعجیل کرد. سپس شخص دیگری آمد و دو رکعت نماز گزارد و ثنای خدا را به جا آورد. آن گاه بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله صلوات فرستاد و خدمت حضرت رسید. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «دعایت در آستانه اجابت است». برطرف شدن فقر با صلواتفرستادن صلوات، توان گری می آورد و فقر را از انسان می زداید. گویند: فقیری در حال تنگ دستی پیامبر را در خواب دید. حضرت به او فرمود: اگر می خواهی بی نیاز شوی و خداوند برای تو از آسمان روزی برساند، بر من صلوات بفرست. پس از این خواب، آن مرد شروع به فرستادن صلوات کرد. چند روزی نگذشته بود که در راه عبور از خرابه ای، پایش به خشتی خورد و هنگامی که خشت کنار رفت، ناگهان چشمش به گنجی از طلا افتاد، ولی با خود گفت: پیامبر فرموده که خدا از آسمان برایم روزی خواهد فرستاد. از این رو، به آن دست نَزَد و به خانه رفت. در خانه جریان را برای همسرش تعریف می کرد که به طور اتفاقی مرد یهودی ای که همسایه آنها بود، صدای او را از پشت بام شنید و از محل گنج آگاه شد. یهودی، غلام خود را صدا کرد و سراغ گنج رفتند. وقتی به آن محل رسیدند، به غیر از چند مار و عقرب چیزی دیگر ندیدند. یهودی مار و عقرب ها را جمع کرد و به قصد انتقام از دروغ پردازی آن مردم مسلمان، آنها را به خانه آورد و از سوراخ پشت بام به خانه مرد مسلمان ریخت. همه مار و عقرب ها دوباره به طلا تبدیل شدند و آن مرد فقیر مسلمان به آرزوی خود رسید و خدا از آسمان برایش روزی فرستاد. یهودی از شدت شگفتی فریاد زد: این چه سرّی است که کوزه پیش من پر از مار و عقرب بود و نزد شما پر از دینار؟ آن مرد مسلمان گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به من فرمود: اگر میخواهی بی نیاز شوی، بر من صلوات بفرست. در این هنگام مرد یهودی اسلام آورد و مسلمان شد. اگر از آفت دوران شکسته حال شوی امان طلب ز جناب مقدس نبوی و گر سهام حوادث تو را نشانه کند پناه بر به حصار درود مصطفوی استجابت دعا با صلواتدعا برای رسیدن به مرحله استجابت، نیازمند صلوات است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس، اگر حاجتی داشته باشد، باید اول بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، سپس حاجت خود را بخواهد و در پایان دعا نیز صلوات بفرستد؛ زیرا حق تعالی، کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را نپذیرد. صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ، حجاب ها را برطرف می کند.» بیان دیگر ایشان چنین بر جان ها می نشیند: «همیشه میان دعا و مستجاب شدنش، حجابی می آید و مانع می شود، و تا بر محمد صلی الله علیه و آله صلوات فرستاده نشود، آن حجاب برطرف نمی گردد». بی بدرقه درود او هیچ دعا البته به منزل اجابت نرسد صلوات، مهریه حوّا بوده است. در أمالی شیخ صدوق آمده است که حضرت آدم علیه السلام ده بار بر پیامبر صلوات فرستاد تا خداوند حوا را به ازدواج او درآورد. ارتباط پیامبران پیشین با صلوات امام هادی علیه السلام به عبدالعظیم حسنی فرمود: حق تعالی ابراهیم را خلیل خود گردانید به دلیل آنکه بسیار بر محمد و آل او صلوات می فرستاد. خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی! آیا می خواهی من به تو، از کلامت به تو، از نگاهت به چشم تو، از روحت به بدن تو و از اندیشه ات به دل تو نزدیک تر باشم؟ موسی علیه السلام عرض کرد: آری. خطاب رسید: اکنون که جویای این سعادت هستی، بر حبیب من، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله صلوات بفرست؛ زیرا صلوات بر او، رحمت و نور است. صلوات و رنج شیطان روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از راهی عبور می کرد. شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده ای؟ گفت: ای رسول خدا! از دست امت تو رنج می برم. پیامبر فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت: امت شما شش ویژگی دارند که من طاقت دیدن آنها را ندارم: 1) آنکه هر وقت به هم می رسند، سلام می کنند. 2)اینکه با هم مصافحه می کنند. 3)آنکه هر کاری می خواهند انجام دهند، ان شاءالله می گویند. 4) از گناهان استغفار می کنند. 5)تا نام شما را می شنوند، صلوات می فرستند. 6)ابتدای هر کار بسم الله الرحمن الرحیم می گویند. در بخش آغازینِ روایتی می خوانیم: «فردای قیامت در ترازوی عدل الهی، چیزی سنگین تر از ذکر صلوات بر محمدو آل محمد صلی الله علیه و آله نیست». حِرز امان چیست؟ نعت و نام محمد صلی الله علیه و آله صلّ عَلی سیّدالأنام محمد صلی الله علیه و آله در تاریخ آمده است: زنی، پسر نابینا و ناشنوایی داشت. روزی خدمت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله رسید و درخواست کرد بچه او را شفا دهد. حضرت فرمود: ای زن! اگر می خواهی شفا یابد، بر من صلوات بفرست. آن زن برخاست و در مسیر خانه، هر گامی برمی داشت، یک صلوات می فرستاد. هنگامی که به خانه رسید، فرزند خود را سالم دید. پس خدمت پیامبر بازگشت و موضوع شفا یافتن فرزندش را به آن حضرت عرض کرد. حاضران در مجلس، شادمان گشتند. آن گاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: همان گونه که او را به برکت صلوات شفا دادم، در روز قیامت، گناهان امت تو را نیز به برکت صلوات می آمرزم. سر خیل رُسُل، شافع روز عَرَصاتب نمود به امت از کَرَم راه نجات فرمود خدا جمله گناهش بخشدهر کس که برای من فرستد صلوات. صلوات، موجب حصول رضای خداست: تمجید و پرداختن به مدح کسی، موجب خرسندیِ دوست او می شود. از این رو، یاد کردن حبیب خدا با صلوات ـ که نشانه تعظیم است موجب خشنودیِ حق تعالی است. صلوات، موجب اثبات محبت بنده به خداست: زیرا نشانه دوستی کسی، دوستی با دوست او نیز هست و چون حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ، حبیب پروردگار است، پس دوستی با آن حضرت، نشانِ دوستی با خداوند متعالی است. صلوات، موجب حیات دل است: مؤمن راستین، همواره گوش به فرمان قادر متعالی گام برمی دارد. صلوات، فرمان خداست و مؤمن با فرستادن صلوات، امر الهی را اطاعت می کند. حیات دل، چیزی جز این نیست که انسان در مسیر ایمان، مطیع فرمان باشد. صلوات، موجب هدایت دل است: هر عملی، اثری در دل پدید می آورد. بدیهی است هر چه آن عمل به تکرار بینجامد، میزان اثرگذاری اش بر دل بیشتر است. تکرار و مداومت درود نبوی ـ به شرط توجه روحانیت خاتم رسولان ـ موجب بروز آثار محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در دل هاست که در پی این معنا، زوایای باطنی با نور هدایت آشنا می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : بهترین اعمال در آخرت سه چیز است: الف)صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ب) آب رسانی به تشنه ها ج) دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام. برخی از فرشتگان در شب معراج به پیامبر گفتند: ما منتظریم تا شخصی از امت شما صلوات بفرستد و ما برای او قصری بسازیم. عبدالسلام بن نعیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد به جز صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله . امام فرمود: آگاه باش کسی از خانه خدا مانند تو در فضیلت و ثواب، بیرون نیامده است. |
|
| ناامیدی |
| ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مناسبت روز ، اجتماعی ، شهرستان انار ، علی اکبری |
|
بسم الرحمن الرحیم وَهُوَ الَّذِى یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُواْ وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِیدُ شورا28و29 و اوست که پس از نا امیدى مردم باران میفرستد و رحمت خویش را گسترش میدهد و اوست سَرور ستوده.
شاید موقعیت پیش آمده در استان کرمان از نظر کم بارانی در سال جاری کم سابقه باشد اما برای مردم شهرستان انار که چندین سال است که با بارانی کمتر از50میلیمتر روبرو هستند نا امید کنندهتر باشد. در همین احوالات بودم که به این آیه برخوردم و بسیار امیدوار شدم چون دیده میشود اگر انسان در آستانه ناامیدی قرار گیرد خداوند درهای رحمت خود را بر روی او میگشاید. ما هم به امید همین کلام خداوند در ناامیدی خود امیدوار شدیم که حتماً در وقت مناسب باران رحمت نازل خواهد شد.انشاءالله |
|
| عاشورا و تقویم شمسی |
| ساعت ۱٢:٠٢ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: علی اکبری ، عمومی ، علوم انسانی ، علوم پایه |
|
یا رب العالمین این نوشته تکمیلی نوشته مطابقت سال قمری و شمسی است که از سایت باشگاه جام نقل شده است مقدمه یکی از مسائل بحث برانگیر و مورد تحقیق بسیاری از افراد (خصوصا مسلمانان ) ، مسئلة انطباق تاریخهای قمری و شمسی بر یکدیگر است. زیرا تاریخچة وقایع تاریخی اسلام بر مبنای تقویم قمری بیان شده و در بعضی موارد برای ما شاید مهم است که بدانیم هر یک از این تاریخها بر چه تاریخ شمسی منطبق است؟ مثلا واقعة عاشورا در کدام فصل سال و به عبارت دقیق تر در کدام تاریخ شمسی روی داده است؟ بررسی این مسئل چند راه حل دارد که عبارتند از : روش بررسی تاریخی و روایتی ، روش محاسبات تقریبی، روش محاسبات دقیق نجومی و ... .
روز شماری و تقویم و نگهداری آن یکی از مسائل حساس برای بیان وقایع تاریخی بر حسب پارامتر زمان می باشد. یک تقویم دقیق باید بر اساس دورة تناوب حرکت زمین بدور خورشید صورت بگیرد تا گذشت زمان بر اساس یکی از وقایع طبیعی یعنی فصول بدون تغییر ثابت بماند. یعنی شروع فصل بهار همیشه شروع سال باشد . شروع فصل بهار با یک پدیدة نجومی روبروست. یعنی زمین به نقطه ای از مسیر خود می رسد که در آن نقطه طول شب و طول روز در تمام نفاط کرة زمین با هم برابر و برابر با 12 ساعت است. که به آن، نقطة اعتدال بهاری (یا وِرنال Vernal ) می گوییم . الف) تقویم اولیه : مصری های قدیم سال را 365 روز در نظر می گرفتند. در نتیجه هر 4 سال اول بهار (اول فروردین) یک روز زودتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شد. یعنی بعد از 4 سال 22 مارس و بعد از 8 سال 23 مارس ، اول بهار اعلام می¬شده است . ب) تقویم ژولین : 45 سال قبل از میلاد در زمان ژول سزار، برای رفع مشکل فوق قیصر روم به یکی از منجمین اسکندریه (سوسیژن) پیشنهاد کرد سال را 25/365 روز در نظر بگیرند. در نتجیه در هر چهار سال، سه سال 365 روز و یکسال 366 روز (سال کبیسه) در نظر گرفته می شد که اعمال یک روز سال کبیسه به ماه فوریه صورت گرفته و این نوع تقویم به تقویم ژولین معروف شده است. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا سال به اندازة 0078/0 روز از سال واقعی بزرگتر بود. در نتیجه هر 128 سال، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شد. یعنی بعد از 128 سال 20 مارس و بعد از 256 سال 19 مارس اول بهار اعلام می شده است . ج) تقویم گریگوری : در سال 1582 میلادی، اول فروردین برابر با 11 مارس قرار گرفت. در نتیجه برای رفع این مشکل اسقف اعظم گریگور (پاپ) سیزدهم، ده روز را از تقویم حذف کرد و قرار شد در هر 400 سال 97 سال کبیسة 366 روز و بقیه را سال معمولی در نظر بگیرند. یعنی طول سال را 2425/365 روز( ) در نظر گرفت. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا به اندازة 0003/0 روز از سال واقعی بزرگتر بود. در نتیجه هر 3330 سال ( ) ، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شود. یعنی در سال 4900میلادی 20 مارس اول بهار خواهد بود. لذا از بعد از سال 1582 میلادی به بعد، برای تبدیل تاریخهای میلادی و شمسی به یکدیگر اختلافی پیش نمی آید. اما قبل از این تاریخ باید تصحیح زیر را حساب نمود و به تاریخ شمسی اضافه نمود(علامت کروشه برای محاسبة جزء صحیح می باشد) :
همانطور که گفته شد تقویم هجری قمری بر مبنای رؤیت هلال پایه گذاری شده است. در نتیجه مشکلات زیادی برای محاسبة دقیق تقویم قمری وجود دارد. زیرا پریود دقیقی برای هلالهای ماه نو وجود ندارد. بطور متوسط هر ماه قمری 29 روز و12 ساعت و 44 دقیقه و 5/2 ثانیه طول می کشد (مقادیر واقعی می تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد که بستگی به مدار ماه و تأثیرات جاذبی و گرانشی زمین، خورشید و دیگر سیارات بر کره ماه دارد). در نتیجه با ضرب کردن این عدد در 12 ماه، یکسال قمری بطور متوسط 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 30 ثانیه بدست می آید (مقادیر واقعی سال قمری نیز می تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد) . یعنی سال قمری بطور متوسط به اندازة 10 روز و 21 ساعت و 16 ثانیه از سال شمسی کوتاه تر است. مسلمین در زمان خلافت عمر مبدأ تاریخ قمری را روز اول محرم سالی که پیامبر اکرم (ص) به مدینه هجرت نمودند، قرار دادند. در تقویم قمری سال قمری را 354 روز در نظر گرفته و تقریبا هر سه سال آنرا 355 روز در نظر می گیرند که اعمال آن معمولاً در ماه ذیحجه ویا ماه های بحرانی صورت می گیرد. بدین ترتیب محاسبات نجومی نشان می دهد که در سالهای 2 ، 5 ، 7 ، 10 ، 13 ، 15 ، 21 ، 24 ، 29 قمری و ... ، سالهای کبیسة قمری 355 روزه اعمال شده است . در سال 1381، اول فروردین برابر با 6 محرم 1423 بوده است. و اختلاف سال شمسی و قمری برابر با 42 سال می باشد. که در مواردی برای تبدیل سال شمسی به سال قمری و بالعکس می توان نوشت : ویعنی بطور تقریبی هر 33 سال شمسی برابر با 34 سال قمری است. به عبارت دیگر هر 33 سال شمسی، محرم در فروردین ماه خواهد بود و شروع سال قمری و شمسی با هم خواهند بود. اکنون می توان سال شمسی را بر33 تقسیم کرده و سپس با سال شمسی جمع کنیم تا سال قمری بدست آید. ویا سال قمری را بر34 تقسیم کرده و از سال قمری کم کنیم تا سال شمسی بدست آید. برای مثال سال 61 قمری برابر با سال 59 شمسی بدست می آید . تعداد سال گذشتة قمری برابر با سال می باشد. در نتیجه تعداد روز را محاسبه می کنیم : یعنی 484065 روز بین دو تاریخ فاصله است(از اول محرم 61 تا اول محرم 1427). اکنون این عدد را بر سال شمسی تقسیم می کنیم : و یا 1325 سال و 119 روز با تاریخ فعلی اختلاف دارد. پس 59=1325-1384 و باید 119 روز قبل از 11 بهمن را بدست آورد. 11 روز بهمن+ 30 روز دی + 30 روز آذر + 30 روز آبان + 18 روز مهر برابر با 119 روز می شود پس 12 اُم مهرماه برابر 1 محرم سال 61 محاسبه می شود. اکنون برای محاسبة روز هفته می توان تعداد روزها را بر هفت تقسیم نمود و اعشار آنرا در عدد هفت ضرب کرده و جواب را از شماره روز هفته در تاریخ معلوم کم می کنیم. در مثال فوق خواهیم داشت : چون در تاریخ معلوم، 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یک روز از آن کم می کنیم تا روز 12 مهر سال 59 بدست آید. یعنی روز 12 مهر سال 59، دوشنبه بوده است . 5. روش محاسبات دقیق نجومی برای تبدیل تاریخ قمری به تاریخ شمسی در این روش با توجه به محاسبات معمول مدار ماه و در نظر گرفتن کلیة اثرات ممکن روی مدار ماه از جمله تأثیرات جاذبی و گرانشی سیارات و خورشید و زمین و اثرات حرکات پرسیشن و نوتیشن محور دورانی زمین، بطور دقیق می توان زمان عبور ماه را از صفحة شامل زمین و خورشید محاسبه نمود. که به این زمان، زمان مقارنة ماه و خورشید می گویند. روز اول ماه را می توان با در نظر گرفتن شرایط بحرانی هلال حداکثر تا دو روز بعد از این تاریخ در نظر گرفت (بر اساس بررسی مقدار پارامترهای رؤیت پذیری رؤیت هلال در زمان غروب خورشید یک محل ).
چون در تاریخ معلوم 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یک روز از سه شنبه کم می کنیم تا روز هفتة 12 مهر سال 59 ، دوشنبه بدست آید. به همین ترتیب، محاسبات مشابه انجام شده است که نتایج و خلاصة محاسبات را در جدول شمارة یک، جدول شمارة 2 و جدول شمارة 3 می بینید . جدول شمارة 1 : مبدأ تاریخ هجری قمری، هجرت پیامبراکرم به مدینه و اول محرم سال 61 مطابقت با تقویم هجری شمسی زمان مقارنه ماه با خورشید روز اول ماه قمری تاریخ شمسی روز هفته تاریخ میلادی زمان روز ژولین تاریخ میلادی 1 اول محرم سال اول قمری 14/7/622 9 و 31 دقیقه 7/1948439 16/7/622 28 تیر سال 1 دوشنبه 6. روش بررسی تاریخی و روایتی
روشهای مختلف بکار رفته در این مقاله نشان می دهد که محرم سال 61 هجری قمری در تاریخ اول اکتبر سال 680 میلادی شروع می شود. و با دلایل کافی، انطباق این تاریخ با 12 مهر سال 59 هجری شمسی مطابقت دارد.. لذا عاشورا و تاسوعا برابر با 20 و 21 مهرماه خواهد بود. با مطالب بیان شده در قسمت مقدمه، این نتیجه نمی تواند اختلاف بیش از 5 روز را داشته باشد. درنتیجه با یک برآورد خوب می توان دریافت که عاشورا و تاسوعا در ابتدای فصل پائیز و در مهرماه اتفاق افتاده است .
- فرمولهای ستاره شناسی برای محاسبه ها: ترجمة محمود لایقی فیروزآبادی، انتشارات آستان قدس رضوی 1368 - تقویم قدس : انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی - ماهنامة نجوم شماره های 84 تا 90 انتشارات شرکت زروان - لهوف علی قتلی الطفوف ترجمة دکتر عقیقی بخشایشی انتشارات دفتر نشر نوید اسلام قم 1381 - مشهد الحسین : دکتر آستانة اصل انتشارات حلب سوریه2002 - حماسة حسینی (جلد اول) : شهید مرتضی مطهری انتشارات صدرا 1381 - ستارگان و کیهان نوردی انتشارات دانشگاه تهران 1352 - معانی الاخبار شیخ صدوق : ترجمة عبد العلی محمدی شاهرودی انتشارات دارالکتب اسلامیه 1377 - نرم افزارهای نجومی Hp3planet ، HnSky و MoonCalculator6 و ... - لوحهای فشردة منتهی الامال ، حلیه المتقین و مفاتیح الجنان از بخش رایانه ای فرهنگستان قرآن کریم |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : این وب را برای معرفی شهرستان انار به هموطنان نوشتیم. پروفایل مدیر : Ahmad Ali Akbari |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |







